داستان مل

مل مزون برای من فقط یک مزون نیست؛ یه بخشی از رویاییه که سال‌ها توی ذهنم بود و کم‌کم تبدیل شد به چیزی که امروز با عشق دارمش زندگی می‌کنم.

من زینب احمدآبادی‌ام، فارغ‌التحصیل رشته طراحی لباس از دانشکده الزهرا مشهد.
از همون دوران دانشگاه، طراحی‌هام همیشه مورد توجه اساتید و حتی بچه‌های کلاس بود و اونجا بود که بیشتر فهمیدم واقعاً به این کار علاقه دارم و توش استعداد و سلیقه‌ای هست که دلم می‌خواد جدی دنبالش کنم.

بعد از ازدواج تصمیم گرفتم برم سمت کاری که همیشه دوستش داشتم.
اول کارم رو با دوخت عبا شروع کردم، ولی راستش خیلی حس خودم نبود. استایل مورد علاقه من همیشه یه سبک زنونه، شیک، خاص و درعین‌حال ساده و خوش‌استایل بود؛ لباس‌هایی که وقتی می‌پوشیشون حس قشنگی بهت بدن.

همیشه توی مهمونی‌ها لباس‌هایی نزدیک به سبک امروز مل مزون می‌پوشیدم و تقریباً هر بار دوستام می‌گفتن: «این مدل رو برای ما هم بدوز.» همین شد جرقه شروع مل.

یه چیزی که همیشه توی بازار اذیتم می‌کرد این بود که بیشتر مانتوها یا قد کوتاه داشتن، یا اگه مدل مجلسی و خاصی بودن، کیفیت و پارچه‌ای که واقعاً قشنگ باشه نداشتن. از اون طرف لباس‌هایی که کیفیت خوب داشتن، معمولاً قیمتشون جوری بود که همه نتونن راحت خرید کنن.

من دلم می‌خواست لباس‌هایی طراحی کنم که هم خاص و خوش‌دوخت باشن، هم کیفیت پارچه و دوختشون بالا باشه و هم وقتی کسی برای مراسم مهم زندگیش هزینه می‌کنه، با دل خوش بپوشدش.

جالبه بدونین اسم «مل» هم کاملاً اتفاقی انتخاب شد.
یه روز توی کارگاه، اسم صابون خیاطی به چشمم خورد که به انگلیسی بهش “Mel” می‌گفتن و همون لحظه حس کردم این اسم دقیقاً همون چیزیه که دنبالش بودم؛ ساده، مینیمال و نزدیک به دنیایی که دوست داشتم بسازم.

مل با اولین آیتمش یعنی مانتوی پاستیل خیلی دیده شد و کم‌کم تبدیل شد به یکی از مدل‌هایی که برای خواستگاری، محضر و مراسم‌های شاد انتخابش می‌کردن.
و راستش هیچ‌چیز برای من قشنگ‌تر از این نیست که بدونم مل توی روزهای خوش زندگی خیلی از دخترها کنارشون بوده

تا امروز بیشتر از ۱۵۰۰ رضایت برای مل مزون ثبت شده و این برای من فقط یه عدد نیست.
پشت هر سفارش، یه مراسم مهم، یه خاطره قشنگ و یه حس خوب وجود داره و همیشه برام مهم بوده کسی که از مل خرید می‌کنه، هم از کیفیت لباس راضی باشه هم وقتی توی بهترین مراسم زندگیش می‌پوشدش، حس زیبایی و اعتمادبه‌نفس بگیره.

مل مزون برای من فقط لباس دوختن نیست؛
یه تیکه از عشق، سلیقه و رویاییه که هر روز دارم بزرگ‌ترش می‌کنم.